امان از عطر‌ها

شاید برای اکثر افراد، چیزی که باعث می‌شود بیشترین تداعی اتفاق بیفتد، دیدن یک عکس باشد؛ اما برای من و چند نفر از دوستانم این بوها هستند که آدم را با خودشان می‌برند به آن روز خاصی که خاطره در آن موقع، رخ داده‌است.

برای من چای ماسالا هر زمانی که بویش را استشمام کنم، سرمای زمستان یادم می‌آید و همین طور بارش تند باران و دوستی که با او خاطرات مشترکی در نوشیدن انواع چای‌ها مخصوصاً چای ماسالا داریم.

دیروز که از جایی چای ماسالا به دستم رسید، با آن‌که هوا به شدت گرم بود تصمیم گرفتم درست کنم و ریختن آب جوش در لیوان همان و پخش شدن بوی چای همان و احساس سرمایی که زیر باران با دوستم از آن لذت می بردیم همان. انگار نه انگار که شهریور بود درست مثل آذرماه پارسال که هوای شیراز نسبتاً سرد بود و باران خیلی تندی هم می‌بارید، احساس کردم اتاق سرد شد و حتی صدای ماشین و آهنگی هم که از داخلش شنیده می‌شد هم به گوشم می‌رسید؛ این خاطره به قدری طبیعی بود که یک لحظه خودم را داخل ماشین نشسته کنار دوستم دیدم و چیزی نمانده‌بود که سؤالی هم از او بپرسم که این حالت خلسه‌مانند تمام شد و خود را در اتاق یافتم.

این نوشته در متفرقه ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 دیدگاه دربارهٔ «امان از عطر‌ها»

  1. س می‌گوید:

    سلام و درود 🙂

    بله باز هم زود تند سریع آمدم ولی خب متنها را خوب خواندم و همانگونه که هنوز نگفته پیداست دوستشان داشتم و دارم و اگر خدا بخواهد خواهم داشت. وای از عنوان این نوشته که مرا هم به برد به جهانی دیگر و فراتر از “در حسرت آن عطر گمشده”…بله واقعا هم امان از عطرها حالا میخواهد عطری آشنا باشد یا عطری ناآشنا که با آن آشنا میشوی که دیوانه ات کند با خاطرات خوش رایحه اش همچون رایحه عطر آن استاد از دست رفته که فقط خودش مثل خودش بود…

  2. ابراهیم می‌گوید:

    سلام
    عطر اونم چایی ماسانا یعنی واای چه کیفی داره
    منم از چندتا عطر عجیب خاطرات تلخ و شیرین دارم و وقتی حسشون میکنم بعضی وقتا براستی ناراحتم میکنه
    ولی چاره ای نیست و باید بگذریم
    شاد باشی

  3. س می‌گوید:

    باز هم سلام 🙂
    امروز دیگر واقعا نگرانتان شدم که نیستید گفتم نکند خدای نکرده زبانم لال کروناااا؟! ان شاء الله که بلا به دور است ولی به هر حال هم باید حالتان را می پرسیدم و هم نگرانیم را از این بابت ابراز می کردم.

    • حسین آگاهی می‌گوید:

      سلام.
      به سختی دارم جواب میدم.
      خدا رو شکر اتفاقی نیفتاده
      رفتم خونه در یک منطقه بسیار بد اینترنت و خیلی وقت ها بی اینترنت گیر کردیم.
      ولی سالم هستم.
      از لطفتون ممنونم.
      به زودی بر می گردم.

  4. س می‌گوید:

    سلام 🙂

    همان اول باید شکلک شرمندگی را می گذاشتم که شما را در چه حالی به زحمت انداختم…بعدش هم یک سپاسگزاری فراوان به همراه تقدیم دسته گل که لطف کرده و در چنین شرایط سختی تشریف آوردید که ما را از نگرانیها بیرون بیاورید. ان شاء الله که همه چیز به زودی درست بشود و حتی اگر نشود هم باز خدا را شکر که سالم هستید. ان شاء الله همواره تندرست باشید و البته شادکام و همچون گذشته های نه چندان دور سرشار از اندیشه های زیبا و البته خاطره انگیز و به معنای واقعی ماندگار…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً پاسخ معادله امنیتی را در کادر بنویسید *