به یادِ ملانی همیلتون

در کتاب زیبای برباد‌رفته شخصیتی به یاد ماندنی و خاص وجود دارد که گرچه شخص اول و حتی دوم کتاب نیست؛ اما ویژگی‌های بارز شخصیتیش باعث می‌شود که برای مدت‌ها پس از خواندن کتاب، در ذهن خواننده باقی بماند؛ این شخصیت، ملانی همیلتون نام دارد که خواهرِ شوهرِ اولِ قهرمانِ کتاب یعنی اسکارلت اوهارا است.

درست است که این فرد در کتاب خاکستری نیست و می‌تواند تا حدی هم آرمانی به نظر آید؛ اما نویسنده در پرداختن به ویژگی‌های اخلاقی ملانی آن قدرها هم افراط نکرده که بتوانیم بر او خورده بگیریم که چرا ملانی این قدر خوب و پاک از کار درآمده‌است.

ملانی شخصیتی دارد که علاوه بر این‌که دنبال ایراد گرفتن از دیگران نیست، تلاش فراوانی نیز دارد که تنها خوبی‌های اشخاص را فارغ از این‌که با آنان نسبت فامیلی داشته‌باشد یا نه ببیند و بر همین اساس هم با افراد حشر و نشر دارد.

من در زندگیم شخصیت‌هایی مثل ملانی زیاد ندیده‌ام؛ ولی یک نفر هست که خیلی شبیه اوست و اگر او نبود می‌پنداشتم شخصیت ملانی در برباد‌رفته، چیزی جز تخیل نویسنده نیست.

امروز باخبر شدم که اولیویا دی هاویلند، بازیگر نقش ملانی در صد و چهار سالگی از دنیا رفته‌است. او یکی از آخرین بازماندگان سینمای کلاسیک هالیوود و پیرترین بازیگر در قید حیاتی بود که برنده جایزه اسکار شده‌بود. وی همچنین آخرین بازیگر بازمانده از بین هنرپیشگان اصلی فیلم کلاسیک برباد‌رفته بود.

این نوشته در متفرقه ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 دیدگاه دربارهٔ «به یادِ ملانی همیلتون»

  1. س می‌گوید:

    سلام 🙂
    نمی دانم خود ملانی را بیشتر دوست داشتم یا اولیویا خانم که نقش ملانی را بازی می کرد چون هر دویشان به دل می نشستند.همین چند ماه پیش که در یک جستجوبرای موضوعی دیگر ناگهان متوجه شدم ایشان هنوز زنده هستند همزمان به هر کسی که گفتم این را هم در جا افزودم که اگر فردا یا چند روز دیگر ایشان از جهان رفتند خواهشمندم گردن بنده نیافتد که باعث شدم فرشته مرگ یادش بیاید ایشان هنوز به دیگران نپیوسته اند.خدا را شکر بیش از چند ماه گذشته.حالا که از ملانی گفته شد جا دارد یادی هم از آنچه اسکارلت برای عشقش انجام داد هم بگوییم. او ملانی را تنها برای خاطر عشقی که به اشلی داشت نجات داد و با همه بدجنسیهایی که هر از گاهی از او سر می زد عشقش به اشلی و فداکاریهایی که می کرد زیبا بود.عشق رت باتلر یا همان کلارک گیبل جهان حقیقی به همسرش کارول لمبارد و عشق ایشان به او هم بسیار زیبا و همچون داستانهاست. این که همسر عاشقش تاب و توان دوری از او را نداشت و همین باعث شد در ان شرایط خطرناک از هواپیما برای هر چه زودتر رسیدن به او استفاده کند واقعا هم بسیار عاشقانه و شیرین بود و هم دردناک. یعنی باز هم از این عشقها در این جهان وجود دارد؟

    • حسین آگاهی می‌گوید:

      سلام. ☺
      بله حتماً چنین عشق هایی هست ولی باید کشف بشن یا بهتره بگم افراد شایسته این عشق ها پیدا بشن که عاشق و معشوق ها به خاطر هم هر کاری ممکنه انجام بدن و عشق فقط محصور در قصه ها و رمان ها که نیست.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً پاسخ معادله امنیتی را در کادر بنویسید *