و بالاخره «باز هم من»

بالاخره دارم به پایان سرگذشت لوییزا کلارک در 📖 کتاب باز هم من نوشته جوجو مویز می‌رسم.
اصلاً فکرش را هم نمی‌کردم که روزی علاوه بر این‌که کتاب پس از تو را بخوانم، کتاب بعدیش را هم که باز هم من نام دارد مطالعه کنم.
علتش این است که آن قدر پس از تو مهیج بود و مسائل مهم و در عین حال در هاله‌ای از ابهام را برای مخاطب، باقی گذاشته بود که اگر کسی آن را بخواند، به نظرم نتواند به سراغ باز هم من نرود.
به عقیده من نویسنده خوب توانسته شخصیت لوییزا را به تصویر بکشد و به شایستگی هم توانسته سبک فکری و زندگی خاصی را هم برای قهرمان کتابش پیش چشم خواننده بیاورد.
حس می‌کنم کسانی قادر به انجام چنین کاری هستند که توانسته باشند در زندگیشان تکلیفشان را با خود روشن کنند و من فکر نمی‌کنم نویسنده‌ای بتواند این اندازه عالی برای یک شخصیت داستانش ویژگی‌های خاص و منحصر به فرد ترسیم کند و تمام نقاط ضعف و قوت او را به مخاطب نشان دهد، در حالی که هنوز در مسائل روزمره خودش مانده‌باشد و نداند هدفش در زندگی چیست و قرار است به کجا برسد؛ اما اگر هم فردی بتواند بدون این‌که برنامه‌ریزی درستی در زندگیش انجام دهد و غرق مشکلاتی که افراد بی‌هدف معمولاً با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، باشد، یک قهرمان را با تمام ویژگی‌های تاریک و روشن شخصیتیش تحویل مخاطب دهد، بی‌شک کاری ستودنی و بزرگ انجام داده‌است.
جا دارد یکی از جملات بسیار زیبایی را که در کتاب باز هم من خوانده‌ام برایتان نقل کنم:
«در آن لحظه متوجه شدم که 💕 دو فرد می‌توانند در همه چیز با هم تفاوت داشته‌باشند و از دو دنیای متفاوت باشند؛ اما با این حال چیزی در درونشان وجود داشته‌باشد که این دو دنیا را به هم نزدیک کند و آن‌ها بتوانند با وجود تمام اختلاف‌هایی که دارند از بودن با هم لذت ببرند و 😍 عاشقانه یکدیگر را دوست بدارند.»
🌺🌺🌺

این نوشته در متفرقه ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً پاسخ معادله امنیتی را در کادر بنویسید *