یک خبرِ تکان‌دهنده

وقتی خبری را که در زیر می‌آورم در بی‌بی‌سی خواندم، عمیقاً به فکر فرو‌رفتم که چه اندازه باید درد زندگی به آدم فشار وارد کند که او تصمیم بگیرد به شکلی کاملاً خودخواسته به حیاتش پایان دهد.
واقعاً قضاوت چنین افراد به عقیده‌ی من پر‌جرأتی کار هر کسی نیست و نمی‌شود به آسانی هم در موردشان نظر داد که چه عواملی باعث شده که دست به چنین کاری بزنند؛ اما فکر کردن به این‌که چه قدر مشکلات موجود در مسیر را بزرگ ببینیم که روزی خودمان سوت پایان زندگیمان را به صدا درآوریم و زندگی و تمام زنده‌ها را با همه‌ی زیبایی‌هایی که می‌توانستیم اگر زنده می‌ماندیم با آن‌ها مواجه شویم، به طور ناگهانی رها کنیم هم کار بسیار هیجان‌انگیز و جالبی است و ما را با خود به آن سوی مرز‌های واقعیات روزمره می‌برد.
واقعیاتی مثل ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها، زیبایی و زشتی، نسبیت مفاهیم و …
مخصوصاً اگر پای یک قهرمان در میان باشد.
😮😮😮
ماریکه وروورت، قهرمان پارالمپیک بلژیک در ۴۰ سالگی به زندگی خود پایان داده است.
خانم وروورت که چندین مدال پارالمپیک داشت با اتانازی (مرگ خودخواسته) به زندگی‌اش پایان داده است.
ماریکه وروورت که در مسابقات پارالمپیک لندن ۲۰۱۲ موفق به کسب طلا و نقره و دو مدال دیگر در المپیک ریو ۲۰۱۶ شد ، بیماری غیرقابل علاج دیستروفی ماهیچه‌ای داشت.
اتانازی در بلژیک قانونی است و در سال ۲۰۰۸ ورووورت اسنادی را امضا کرد که به موجب آنها به پزشکی این اجازه را می‌داد تا به زندگی او خاتمه دهد.
■ بلژیک به مرگ خودخواسته نوجوان مبتلا به بیماری لاعلاج کمک کرد
■ دادگاه عالی ایتالیا: اتانازی در مواردی مجاز است
“مسابقه یک دارو بود”
بیماری وروورت باعث درد مداوم، تشنج و فلج پاهای او شد و ماریکه به سختی می‌توانست بخوابد.
او در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی گفت: “حالم ممکن است خیلی بد شود، دچار حمله صرع می‌شوم، گریه می‌کنم، به خاطر درد فریاد می‌زنم. به مسکن‌های زیادی احتیاج دارم، مثل والیوم و مورفین.”
■ ورزشکار بلژیکی پارالمپیک: هنوز آماده مرگ نیستم
“خیلی‌ها از من می‌پرسند چطور با وجود این همه درد و دارو که ماهیچه‌های بدنم را از بین می‌برد، نتایج خوبی به دست می‌آورم و خندان هستم. برای من، ورزش و مسابقه با ویلچر مثل یک دوا می‌ماند.”
ماریکه وروورت در پارالمپیک لندن به مدال طلا و نقره و در پارالمپیک ریو به مدال نقره و برنز دست یافت.
او در مورد این که پس از پارالمپیک ریو اسناد مربوط به اتانازی را امضا کرده گفت: “احساس راحتی دست آدم می‌دهد. می‌دانم وقتی زمانش برسد، من اسناد مربوط را در اختیار دارم.”

این نوشته در متفرقه ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 دیدگاه دربارهٔ «یک خبرِ تکان‌دهنده»

  1. س می‌گوید:

    سلام

    😮😮😮 ( با اجازه شما از شکلکهای به کار برده یک رونوشت اینجا گذاشتم که به بهترین شکل حس و حال این لحظه را منتقل می کند)

    واقعا انچنان شگفتزده شده ام که نمی دانم چه بگویم و یا چگونه داوری کنم چون گرچه هرگز به خودم اجازه تصور خودکشی را نداده ام تا چه برسد به انجامش، از میزان درد و رنج ایشان هم آگاه نیستم پس همچنان بهتر است چیزی نگویم که مبادا حقی از کسی ضایع شده باشد. خدا آخر و عاقبت همه بندگانش را به خیر کند…

  2. ابراهیم می‌گوید:

    سلام با خوندن این نوشته حسابی یاد لاله و لادن افتادم
    اونا هم با وجود اینکه اطلاع داشتن اون عمل شاید مرگ رو با خودش بیاره تن بهش سپردن و …
    تو اینجور موارد سعی میکنم نه سرزنش کنم نه حرفی بزنم.
    فقط باید یه آه کشید و برای مغفرتش دعایی کرد و به دنبال زندگی رفت. چون اصلا جای اونا نیستیم و حقیقتا هرچی بگیم بی انصافیه
    یاد اون و لاله لادن و بقیه ی کسایی که اونجوری رفتن گرامی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً پاسخ معادله امنیتی را در کادر بنویسید *