برای خواهرزاده‌ی یکی از دوستانم که از میانمان پر کشید

چه کسی باور می‌کند که یک مادر در حالی که هیچ تصوری از خداحافظیِ دائمی با فرزندِ دلبندش را ندارد، با او سفری را آغاز کند و در میانه‌ی راه، مجبور شود بدونِ عزیزش این سفر را به خانه برگردد؟
کدامین نفر می‌تواند درد‌ها و غم‌های این مادر و پدرِ رنج‌کشیده را تسلی بخشد؟
کدام شانه قادر است پناهگاهِ اشک‌هایشان باشد؟
چه قدر غبارِ زمان لازم است تا آلامشان به اندازه‌ی سرِ سوزنی التیام یابند؟
چه کسی این توانایی را دارد که صدای زندگیِ حاصل از خنده‌های دو‌قلو‌ها را -که حالا یک نفرشان به سفری دور رفته‌است- به این خانه بازگرداند؟
**
تمامِ داستانِ پروازت به اندازه‌ی شش سال زندگیِ کوتاهت کوتاهِ کوتاه بود.
از پنج ماهگی دانستند مشکل پایین بودن پلاکت داری
از همان زمان تحت درمان قرار گرفتی و هر نوع معالجه‌ای را که می‌شد برایت تجویز کردند
تمامِ این شش سال را درگیر دکتر و بیمارستان بودی و چند روز پیش هم با یک برخوردِ ساده و البته ندانم‌کاریِ پزشکان دچار مرگ مغزی شدی
امروز هم ضریبِ هوشیاریت به قدری پایین آمد که هیچ راهِ برگشتی برایت نماند
فقط می توانستی با دستگاه زنده بمانی و خانواده‌ات با اهدایِ اعضایِ حیاتیِ بدنت تصمیم گرفتند جانِ چند نفرِ دیگر را نجات دهند.
شاید تنها دلخوشیشان در گذرِ این روز‌های غم‌بار و پر‌اضطراب، دانِستَنِ این باشد که قلبت در وجودِ کسی دیگر به زندگی ادامه می‌دهد
و حالا این تو هستی که پس از تحملِ این همه درد و رنج
مِثِه پروانه‌ها حالا دیگه آزادِ آزادی
به خیلی آدما با عشق، دوباره زندگی دادی.
لالا لالا گُلایِ سرخ، گُلایِ یاس و بابونه
کی اینو باورش میشه که تو دیگه نیای خونه؟

این نوشته در متفرقه ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 Responses to برای خواهرزاده‌ی یکی از دوستانم که از میانمان پر کشید

  1. ابراهیم می‌گوید:

    چقدر تلخه یه دفعه ببینی خواهر زادت شده همه زندگیت و یه دفعه بخاطر یه سهل انگاری احمقانه از دستش بدی و …..
    هنوز طعم تلخ این واقعه بعد از چند ماه برام تازگی داره و هنوزم که هنوزه نتونستم این نبودنشو باور کنم و باهش کنار بیام.
    ولی چاره ای نیست جز تحملش.
    دلت آروم

    • حسین آگاهی می‌گوید:

      بله واقعاً باید سخت باشه
      تازه این برای دوستم بود و خودم تجربه اش نکردم ولی باید خیلی خیلی برات سخت باشه چون دوستم اصلاً نتونسته با این قضیه کنار بیاد به روی خودش نمیاره ها! ولی قشنگ معلومه دیگه اون آدم شاد و شنگول قبلی نیست.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً پاسخ معادله امنیتی را در کادر بنویسید *