آسیب‌هایی که از طرف دوستان صمیمی به ما می‌رسد!

همه می‌دانیم که دردناک‌ترین زخم‌ها را معمولاً از نزدیک‌ترین دوستانمان می خوریم وگرنه دشمنان که تکلیفشان از همان اول روشن است؛ دشمن هستند و جز زیان رساندن و زخم زدن کاری از دستشان بر نمی‌آید؛ بر اساس قاعده‌ی نانوشته‌ای که گویا از اولین روز‌های حیات بشر بر روی کره‌ی زمین یا با اکثریت آرا و یا با تنها رأی موجود به صورت دیکتاتور‌مآبانه‌ای وضع شده است که احتمال دومی بیشتر از اولی قابل انجام به نظر می‌رسد؛ چون گویا شرکت دنیا فقط با یک مدیر اداره می‌شود و آن مدیر هم برای عملی کردن تصمیماتش از هیچ کس مشورت نمی‌گیرد؛ انگار که ما انسان ها برای رنج کشیدن به دنیا آمده‌باشیم هر روز اتفاقی برایمان می‌افتد که اگر خوب به کنه واقعه نظر کنیم، می‌بینیم که شاید در نگاه اول آن اتفاق برایمان کمی شادی به همراه داشته‌است؛ اما در پایان خالی از رنج هم نبوده و در نهایت زخمی بر زخم های قلبمان اضافه کرده‌است. بر مبنای همین قاعده که تا آن‌جا که عقل من می‌رسد تنها عامی است که تخصیص نخورده؛ زیرا اصولیون معتقدند ما مِن عامٍّ أِلّا وَقَد خُصَّ یعنی هیچ قاعده‌ی عامی نیست مگر این‌که با یک استثنا مواجه شده‌است؛ من هم حتماً از این قاعده، مستثنی نیستم و حس می‌کنم بیشترین رنج‌هایم را مدیون صمیمی‌ترین دوستانم هستم البته اگر بشود رنج را مدیون کسی بود وگرنه بهتر است بگویم بیشترین بار را در رساندن رنج‌ها عزیز‌ترین دوستانم بر دوش می‌کشند؛ به هر حال امروز، یکی از روز‌هایی است که از این قضیه به تنگ آمده‌ام و عمیقاً دوست دارم کاش می‌توانستم این قرارداد را که حس می‌کنم در آن دچار غبن فاحش شده‌ام یک‌طرفه لغو کنم و حتی بدون درخواست خسارت هم از آن کناره‌گیری نمایم؛ چون بر طبق مواد قانون مدنی، در صورتی که بین ارزش واقعی مورد معامله و ارزش تعیین‌شده‌ی آن تعادلی وجود نداشته‌باشد، به مغبون این اختیار داده‌شده‌است که قرارداد را فسخ کند. زیرا وی در قرارداد مذکور متضرر شده‌است و به وجود غبن فاحش یقین پیدا کرده‌است. حقوقی‌ها این حق را خیار فسخ معامله می‌گویند. فکر نکنم هیچ کدام از شما که این نوشته را می‌خوانید با من مخالف باشید که هر‌چه میزان صمیمیت ما با دوستمان بیشتر باشد، زخمی که او بر احساسات و قلب ما وارد می‌کند عمیق‌تر خواهد‌بود؛ حالا روان‌شناسان هر قدر دلشان می‌خواهد بگویند سعی کنید در زندگی از هیچ کس انتظاری نداشته‌باشید تا بتوانید با آرامش خاطر بالایی به حیات خویش ادامه‌دهید. به نظرم کسانی که چنین عقیده‌ای دارند هنوز مفهوم انسان را درست متوجه نشده‌اند. شاعر سوری، غاده السمان چه زیبا گفته‌است که:
تو را دوست داشتم،
چنان که گویی تو آخرین عزیزانِ من
بر رویِ زمینی…
و تو رنجم دادی،
چنان که گویی من آخرین دشمنانِ تو
بر رویِ زمینم!
و قطعاً عطار نیشابوری در تذکره الاولیا بهتر از من که این همه آسمان ریسمان بافتم به این مطالب اشاره کرده‌است آن‌جا که در ذکر منصور حلاج قدس الله روحه العزیز نقل می‌کند:
زمانی که قرار بود حلاج را بر دار کنند، پس هر کسی سنگی می‌انداختند شبلی موافقت را گُلی انداخت حسین منصور آهی کرد گفتند: از این همه سنگ هیچ آه نکردی از گُلی آه کردن چه معنی است؟ گفت: از آن‌که آنها نمی‌دانند معذورند از او سختم می‌آید که او می‌داند که نمی‌باید انداخت.

این نوشته در متفرقه ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 دیدگاه دربارهٔ «آسیب‌هایی که از طرف دوستان صمیمی به ما می‌رسد!»

  1. ابراهیم می‌گوید:

    کاملا باهت موافقم کاش میشد همه قانون ها رو لغو یا اصلاح کرد. عین قانون تجارت که افتادن بجونش بعده یه قرن اونم بدبختانه با عجله میخوان تصویبش کنن و این قانون رو به پرونده ی این مجلس گره بزنن و خدا میدونه چی ازاب دربیاد.
    دقیقا هرچقدر با طرفت صمیمی باشی زخمی که بهت میزنه کاری تره.
    البته نمیدونم این نظر ماست یا اونا هم راجب ما این فکر رو میکنن.
    من بخاطر هیچ یکی از نزدیکترین دوستام جوری باهم رفتار کرد که حتی فکرشم نمیکردم.و وقتی فهمید من بکل تو اون ماجرا بیتقصیر بودم معذرت خواست ولی هر کاری کردم نتونستم اون دوستی که قبلا بود رو به خودم تلقین کنم. و وقتی زنگ میزد و حرف میزدیم حس میکردم کلا داریم به هم نیش و کنایه میزنیم.
    بارها زنگ زد ولی من زنگ نزدم به این امید که دیگه اونم زنگ نزنه. ولی دست آخر مجبور شدم ازش بخوام دیگه زنگ نزنه و اون همه جا نشست و گفت که من کینه ای هستم.
    نمیدونم جدی تا چه حد حق با اون و تا چه حد حق با منه. به هرجهت اون یکی رو هم پشت سر گذاشتم تا بعدیش چی باشه.
    شاد باشی

    • حسین آگاهی می‌گوید:

      قانون تجارت که بهتره اصلاً در موردش حرف نزنیم فاجعه در فاجعه است فکرش رو بکن به زودی باید با اون قانون مسخره امتحان بدیم
      فکر کن من لیسانسم رو با اون قانون گرفتم و دوره ارشد هم عمومی خوندم و اصلاً کاری بهش نداشتیم حالا اگر بخوام وکالت رو با اون قانون بخونم دیگه بیا و درستش کن.
      در مورد دوستی ها هم بله همین طوریه که گفتی و من که حق رو به تو میدم نه این که دوستم هستی نه در موارد مشابه خودم هم همین جوری که تو رفتار می کنی عمل می کنم برای همین هم اون رو مقصر می دونم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً پاسخ معادله امنیتی را در کادر بنویسید *