یک عاشقانه آرام

کتاب یک عاشقانه آرام نوشته نادر ابراهیمی کتابیست که باید آن را عاشقانه و آرام و بلکه چندین و چند بار خواند و با سطر سطرش زندگی کرد.
کتابی که بیشتر سخنان روان شناسانه امروزی که در مورد داشتن احساس خوب و سبک زندگی مثبت گفته می شود را یکجا و با زبانی خودمانی و به دور از هر گونه تکلفی بیان می کند.
گروه زیادی آتش بدون دود هفت جلدی نویسنده را حاصل عمر او می دانند اما این طور به نظرم می رسد که اگر چنین سخنی درست هم باشد، یک عاشقانه آرام خلاصه تمام صحبت ها و پیام هاییست که نویسنده برای نسل امروز در ذهن داشته است؛ مخصوصاً این که جز رمان خوان های قهار کمتر کسی پیدا می شود که حوصله خواندن هفت جلد کتاب را داشته باشد.
فقط به عنوان نمونه چند جمله از کتاب یک عاشقانه آرام را برایتان می آورم تا خودتان اگر این کتاب فوق العاده را هنوز نخوانده اید، در اولین فرصت تهیه اش کنید و عاشقانه و آرام بخوانیدش:
عادت، اراده را نابود می کند
عشق، اوجِ خواستن است؛ خواستن، اوجِ اقتدارِ اراده
عادت، بازداشتِ کارکردِ اندیشه است
هرگز چیزی به اندازه عادت، نفرت انگیز نبوده است
مارکس را اگر گهگاه، محترم داشته ام، بیزارم از این که گفته است: «روزی خواهد رسید که انسان همه کار هایش را به عادت خواهد کرد.»
خودکارانه زیستن، پایانِ انسانی زیستن است
عادتِ هر روز صبح زود برخاستن، درست سرِ ساعت، سرِ دقیقه، سلامی به عادت نه از راهِ ارادت
چای به عادت، اداره، امضا، اتوبوس، آب، چای، زنگِ در، کتاب خواندن، خرید، خرید به عادت
هرگز چیزی به اندازه عادت، نفرت انگیز نبوده است
نمازت را هم هر روز با شعوری نو بخوان، با ارتباطی نو، با برداشتی نو
به آن چه می کنی، بیندیش
عبادت چرا؟
سخن گفتن با آن نیروی لایزال چرا؟
عادت، فرسودگیست؛ ماندگی، آبِ راکد، مرداب
تغییر بده
بیندیش و جابجا کن
مگر هزار راه، تو را به محلِ کارت نمی رساند؟ خب هر روز با اراده یکی از این همه راه را انتخاب کن
کمی دور، کمی نزدیک، کمی سخت، کمی آسان
مشتری شدن، نوعی معتاد شدن است
فقط از یک میوه فروش، خرید نکن
بگذار با تمامِ میوه فروشانِ سرِ راهت آشنا شوی
لا اقل سلام های تازه، معطر، نو، ضد عادت
آیا هرگز به پاسبانِ سرِ گذر، سلام کرده ای؟
سلام کن، احوال پرسی کن
بگذار با تو زمانی دردِ دل کند
مگر چه عیب دارد؟ اما نگذار به این کار، عادت کنی
نان، بربری، سنگک، مشهدی، تافتون، لوله ای، لقمه ای، لواش، جو، شیرمال، قزوینی، بهار، تنوعِ حلال …

این نوشته در متفرقه ارسال و , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 Responses to یک عاشقانه آرام

  1. س می‌گوید:

    سلامی دیگر از اینجا هم! 🙂

    اول که اصلا اینجا را ندیدم…بار اولم هم نیست چنین اشتباهی م یکنم و فکر می کنم شما دیگر به این خطاهای بنده عادت کرده باشید! شکلک شرمندگی دیگر آن که نوشته را هم ندیدم و بعد از چند لحظه آن را در بالای صفحه بالای عنوان وبلاگتان که همان “زندگی مه آلود” است دیدم. خواستم آن را کپی کنم و در همین بخش بنویسم و دیدگاهم را چند دقیقه بعد در بخشی دیگر که ندایی درونم به من تلنگر زد که ” مگر چه عیب دارد؟” مگر همانجا نبود که آن را خواندی؟ مگر همان اندازه برایت دوست داشتنی و جذاب نبود؟ تا حالا نشده بود از مارکس چنین نقل قولی بکنم ولی خب چه اشکالی دارد اگر الان این ککار را همین جا انجام بدهم؟ «روزی خواهد رسید که انسان همه کار هایش را به عادت خواهد کرد.» واقعا کاش همه بتوانند همچون آقای نادر ابراهیمی و همسرش چنین عاشقانه های آرامی داشته باشند در لحظه لحظه زندگیشان…

  2. حسین آگاهی می‌گوید:

    سلام دوباره. ☺
    گویا این بروز رسانی جدید وردپرس هست که نوشته های جدید رو این جوری نشون میده که مخاطبان بدونند مطلب جدید اومده و اگر مثلاً پست جدیدی بنویسم اون بالای سایت نشون داده میشه.
    من که زیاد باهاش موافق نیستم شک ندارم راهی داره که این جوری نباشه ولی وقت گشتن و پیدا کردنش رو ندارم پس فعلاً تحملش می کنم 😬

  3. س می‌گوید:

    سلام 🙂

    خب آن نوشته دیگرتان را زودتر دیدم و خواندم اما خب گفتم اینجا را هم ببینم چه نوشته اید بعد بروم که نظرم عوض شد و تصمیم گرفتم اول اینجا پاسخی بنویسم بعد انجا..دلیل اصلیش می دانید چیست؟! ای دو شکلکهایی که در پایان دو نوشته قرار داده اید..احساس کردم حس خوبی نداشتید که نوشته ها همان جایی نبودند که می بایست باشند…باور کنید این هم در برابر مسائل ریزو درشت جهان (البته به دانشگاه عزیزمان لطف کردم نامش را اینجا جداگانه نیاوردم!!! شکلک موذیگری و شیطنت که ابروهایش را هم با بدجنسی بالا می اندازد)واقعا مساله ای نیست…خدا را شکر که من توانستم همه اش را بخوانم و به امید خدا دیگران هم خواهند توانست…واقعا چرا به جای لذت بردن از همه این موارد زیبا و لطیف زندگی به قول شیرازیها اعصاب خودمون رو خورد کنیم؟!
    باز هم از این نوشته های زیبا بگذارید….البته اگر وقت کردید…شکلک شرمندگی

  4. س می‌گوید:

    سلام 🙂
    خواهش میکنم.همچون همیشه تنها بیان حقیقت بوده بزرگوار! 🙂

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً پاسخ معادله امنیتی را در کادر بنویسید *