شگفتی

زمانی قسمتی از متن کتاب شگفتی، نوشته آر. جی. پالاسیو را که در پایان برایتان خواهم آورد، بسیار رؤیایی و دور از ذهن می پنداشتم و فکر می کردم محال است که یک فرد معلول -حالا نوعش فرقی نمی کند- به معنای واقعی، احساس خوشبختی کند ولی حالا عمیقاً معتقدم اگر چشمانم نمی بینند به عوض آن خیلی چیز ها خدا، دنیا، کائنات یا هر چیزی که اسمش را بگذاریم به من داده است و این نهایت ناسپاسی خواهد بود اگر فقط بر این نقص متمرکز شوم و تمام زیبایی های جهان را که مفت و مجانی در اختیارم گذاشته شده اند ندید بگیرم.
در این لحظه خودم را بسیار بیش از آن چه در تصور آید خوشبخت می دانم و مطمئنم هرچه بیشتر بر داشته هایم تمرکز کنم و به خاطرشان شکرگزار باشم باز به من بیشتر داده خواهد شد و آن قدر خود را توانمند احساس می کنم که می دانم هر کاری را که اراده کنم قادر به انجامش خواهم بود و باید تمام نه ها و نشدنی ها را از زندگیم حذف کنم تا بیش از پیش خوشبختی های تازه را تجربه کنم.
یک نفر مثل من مگر از زندگی چه می خواهد که ندارد؟
چه قدر دوستان صمیمی، چه قدر انسانهایی که سرنوشتت برایشان مهم باشد، چه قدر کتاب برای خواندن، چه قدر فرصت برای رشد کردن و بالیدن و بالاخره چه اندازه عشق و مهربانی باید در زندگی یک شخص مثل من وجود داشته باشد و با این حال، او خوشبختیش را بی حد و مرز نداند؟
در پشت جلد کتاب شگفتی چنین می خوانیم:
«آگوست این جوری به دنیا آمده؛ قیافه خوبی ندارد؛ در واقع صورتش به طرز وحشتناکی زشت است؛ مشکل آگوست این است که پسری عادیست با قیافه ای غیر عادی. او تا سیزده سالگی به مدرسه نرفته و حالا خانواده اش تصمیم گرفته اند او را به مدرسه بفرستند. آیا آگوست می تواند هم کلاسی هایش را قانع کند با وجود قیافه ناخوشایندش او را دوست داشته باشند؟»
و حالا قسمتی از متن کتاب که باعث شد این مطلب را بنویسم:
«شب نمی توانم بخوابم؛ سرم پر از افکاریست که دست بردار نیستند: تک گویی های نمایشم، عناصر جدول مندلیف که باید از بر کنم، فرمول ها و معادله های جبر که باید یاد بگیرم، اولیویا، آگی … جمله میراندا مدام توی ذهنم طنین می اندازد: دنیا با آگی پلمن مهربون نبوده! درباره آن و مفهومش زیاد فکر می کنم؛ به میراندا حق می دهم؛ دنیا با آگی پلمن بد تا کرده است؛ آخر آن پسر کوچک چه کرده که سزاوار چنین حکمی باشد؟ پدر و مادرش چه گناهی کرده اند یا اولیویا؟ یک بار اولیویا گفت دکتری به والدینش گفته فقط یک در چهار میلیون احتمال دارد زوجی در شرایط ژنتیکی آن ها فرزندی شبیه آگی به دنیا بیاورند. با این حساب آیا دنیا یک بخت آزمایی خیلی خیلی بزرگ نیست؟ وقتی داری به دنیا می آیی بلیطی می خری و دیگر خوب و بد بودن بلیطت کاملاً تصادفیست؛ همه اش فقط شانسیست.
از این افکار سرم به دوران می افتد؛ ولی بعد افکار آرامش بخش تری به ذهنم می رسند: نه! نه! همه اش تصادفی نیست؛ اگر واقعاً همه اش تصادفی بود، دنیا به کلی ما را رها می کرد؛ اما این کار را نمی کند؛ از ذعیف ترین و شکننده ترین مخلوقاتش مراقبت می کند؛ آن هم از راه هایی که ما متوجه نمی شویم؛ مثلاً با والدینی که بی قید و شرط، تو را می پرستند و خواهر بزرگ تری که به خاطر تو از انسان بودن خودش شرمگین است و دوست کوچک صدا کلفتی که دوستانش به خاطر تو ترکش کرده اند و حتی دختر مو صورتی ای که عکست را توی کیفش با خودش همه جا می کشاند. ممکن است دنیا یک بخت آزمایی باشد؛ ولی سر انجام، داشته ها و نداشته هایت را یر به یر می کند؛ دنیا از تمام پرندگانش مواظبت می کند.»

این نوشته در متفرقه ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 Responses to شگفتی

  1. س می‌گوید:

    سلام. شکلک لبخند

    چه زیبا و پرمفهومست این کتاب “شگفتی” و البته چه زیبا به برداشتهای خودتان چه در آن زمان و چه در این زمان را بیان کردید. بله واقعا هم هر چه بد و بدتر بشود همه چیز باز “دنیا از تمام پرندگانش مواظبت می کند.”این بخش را بسیار دوست دارم که فرد از چیزهایی بگوید که خودش با بررسی شخصی به آنها رسیده و باورشان دارد. خواستم چیزی بنویسم بعد چون یادم امد ماه محرم است نظرم عوض شد و آن را ننوشتم. می دانم که کنجکاو شدید بدانید چه بوده و چون دلم نمی آید همچنان در کنجکاوی بمانید و آزارتان بدهد می گویم ننوشتم که یادم آمد به ترانه بسیار زیبای حامد همایون “مردم شهر” که به زیبایی از خدا و حضورش یاد می کند. الان عذاب وجدان ندارم چون بیشتر احساس می کنم خوشحالم دوباره بهانه ای پیدا شد از خدای بزرگ یاد کنم! آها! یادم آمد چه چیز دیگری می خواستم بگویم! شکلک شرمندگی.مساله ای برایم پیش امده که واقعا برای درست شدنش کسی هنوز نتواسته امیدوارم کند اما چون حق طبیعی و مسلم خود می دانم که باید از دست رفته دوباره به دست بیاید می خواهم امیدوار باشم که انجام خواهد شد…می توانم از شما خواهش کنم برایم دعا کنید؟ نمی توانم جزییاتش را اینجا بگویم چون به درس و دانشگاه هم مربوط میشود. این احیای را دارم که به خاطر نیست پاک و صافی که دارید خدای دعایتان را حتما برآورده می کند. باز هم شکلک شرمندگی
    اوه ببخشید! آن قدر رفتم به حاشیه که داشت فراموش می شد چه بخشهای زیبای دیگری هم این نوشته شما در خود جای داده! بله! این بخش سپاسگزار بودن را بسیار دوست دارم و البته می پسندم! مجموعه “راز” را به یاد دارید؟ که تلقین و امیدوار بودن چگونه می تواند فرد را به همه خواتسه هایش برساند؟ همان نویسنده گویا کتابی هم در مورد اهمیت سپاسگزاری و سپاسگزار بودن نوشته بود. این هم که خوشبختانه از دیرباز در فرهنگ و دینمان بوده که “شکر نعمت نعمتت افزون کند/کفر نعمت از کفت بیرون کند”.
    واقعا چه خوبست که شما هم سپاسگزار هستید و هم قدر داشته هایتان را بسیار می دانید. ماجرای آگوست هم در نوع خودش بسیار جالب و روحیه بخش بود.جزییاتی که در ماجرای آگوست بیان شده را واقعا دوست دارم:
    والدینی که بی قید و شرط، تو را می پرستند و خواهر بزرگ تری که به خاطر تو از انسان بودن خودش شرمگین است و دوست کوچک صدا کلفتی که دوستانش به خاطر تو ترکش کرده اند و حتی دختر مو صورتی ای که عکست را توی کیفش با خودش همه جا می کشاند.

    باید از شما بسیار سپاسگزاری کرد که همواره به شیوه های گوناگون بارقه های امید را در دیگرا زنده می کنید. شکلک کف زدن، سپاسگزاری و دسته گل تقدیم کردن

    • حسین آگاهی می‌گوید:

      سلام.
      به شدت از اظهار لطف شما نسبت به خودم ممنون و سپاسگزارم.
      در مورد چیزی هم که حق شماست باور دارم زمانی چیزی حق انسان باشه حتماًِ حتماً بهش می رسه و هیچ شخصی نمی تونه اون رو سلب کنه و بی خیال برای خودش بچرخه.
      دعا هم حتماً دعا می کنم که به بهترین شکل ممکن به خواسته تون برسید.اگر وقاعاً

      • س می‌گوید:

        سلام. شکلک لبخند.
        باور کنید همه تنها بیان حقیقت بوده بی اندک اغراقی. خدا از زبانتان بشنود در مورد آن موضوع که واقعا خواب و خوراک را این روزها از من گرفته. اگر به سرانجام مورد نظر رسید شما را در جریان خواهم گذاست و البته یک بار دیگر هم سپاسگزاری خواهم کرد!
        راستی داشت یادم می رفت..به خاطر نوشته سرشار از اشتباه تایپی و غیر تایپی آن دفعه هم بسیار عذرخواهی می کنم. حال و روزم از اوضاع آن نوشته پیداست! شرمنده واقعا!

  2. پریسا می‌گوید:

    سلام. دنیا از تمام پرندگانش مواظبت می کند.
    چه قشنگه این! واقعا قشنگه. واقعا!

    • حسین آگاهی می‌گوید:

      سلام.
      بله به نظرم اگر فقط همین جمله رو هم می نوشتم حرف اصلی رو گفته بودم ولی چون گفتم شاید خیلی ها کتاب رو نخونده باشند متوجه نشن منظورم چیه این همه نوشتم وگرنه اصلش همینه.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً پاسخ معادله امنیتی را در کادر بنویسید *