ما نابینایان، سنگدل نیستیم!

آقای دکتر اسکندر آبادی که از نابینایان توانمند عصر حاضر هستند، کتابی دارند به نام از چشم نابینایان که در واقع سه داستان را که به طور مستقیم به موضوع نابینایی مرتبط می شوند ترجمه کرده اند و همچنین در بخش پایانی کتاب، مصاحبه ای با خود ایشان وجود دارد که در این مصاحبه از ترجمه همین سه داستان و همین طور از وضع زندگی و کار و بار، خانواده، دوستان و … بحث شده است.
اگر توانستید این کتاب خواندنی را تهیه کنید و مطالعه نمایید.
مطلبی که باعث شد این نوشته را بنویسم این است که در جایی از این کتاب از قول دنی دیدرو، فیلسوف فرانسوی گفته شده که نابینایان آدم های سنگدلی هستند و جز آن چه که با گریه و شیون افراد مرتبط باشد، چیزی آنان را به رقت نمی آورد و برایشان تفاوتی نمی کند که از شخصی خون خارج شود یا ادرار؛ البته باید توجه کنید که دیدرو تقریباً سیصد سال پیش چنین حفی زده و شاید اگر او الآن زنده بود هرگز چنین تفکری در مورد نابینایان نمی داشت اما نکته حائز اهمیت این است که در حال حاضر هم برای من و دوستان نابینایم پیش آمده که از طرف افراد بینا، بی حیا و پررو قلمداد شویم و زمانی هم که در پی علت چنین اندیشه ای بر می آییم به ما پاسخ می دهند که وقتی یک نفر دارد با شما صحبت می کند و نظری مخالف شما دارد، شما بدون این که وضع و حال او را در نظر بگیرید تمام قد از عقیده تان دفاع می کنید و هرگز به این کاری ندارید که چهره شخص مقابلتان از خشم بر افروخته شده و دارد از عصبانیت می ترکد و عمدتاً مثال هایی از این قبیل را در توجیه داشتن چنین تفکری در مورد ما ارائه می دهند.
بهتر است برای تنویر افکار عمومی هم که شده این نکته را توضیح دهم که قبول دارم که افراد نابینا باید موقعیت سنج تر از دیگران باشند و به دلیل نابینایی سعی کنند بیش از دیگران حواسشان را در مکالمه جمع کنند و همیشه تلاش کنند خود را در جای مخاطبشان نیز قرار دهند و آن وقت به بیان عقیده بپردازند و در مقابل افراد بینا که با نابینایان هم کلام می شوند هم این را همواره در نظر بگیرند که شخصی که با او مشغول صحبت هستند نمی تواند چهره آن ها و حالات صورتشان را ببیند و آنان باید تمام تلاششان را بکنند که منظورشان را تنها با کلامشان منتقل کنند و خجالت و رودربایستی را کنار بگذارند و الکی هم بر خودشان فشار عصبی وارد نکنند که چون ممکن است فرد نابینا از این که با او مخالف هستم آزرده خاطر شود مخالفتم را به او ابراز نمی کنم و سر انجام ماجرا به جایی می رسد که عقیده افراد بینا در مورد نابینایان آنی می شود که در بالا گفتم.
حال آن که نابینایان نیز مردمی هستند درست مانند تمام انسان ها و در بین آنان نیز هم انسان های سنگدل وجود دارد و هم آدم های دلرحم، هم احساس را می فهمند و هم منطق و تفکر بر اعمالشان حاکم است اما چون معمولاً اقلیت ها بیشتر مورد توجه قرار می گیرند و ما عادت داریم به تعمیم دادن ماجرا ها و با یک استقرای ناقص، به سرعت نتیجه گیری نهایی را انجام می دهیم و حکممان را هم صادر می کنیم، به محض دیدن یک نابینا که رفتاری مشخص دارد این عمل را به تمام نابینایان نسبت می دهیم؛ حال آن که نباید چنین باشد.
البته این ها صرفاً نظرات من هستند و می توانند غلط نیز باشند اما به هر صورت همیشه معتقدم اگر ما آدم ها فارغ از بینا یا نابینا بودنمان با هم تعاملی سازنده داشته باشیم و در روابطمان به مقدار خیلی اندک هم که شده خود را به جای هم صحبت ها، دوستان، خانواده و … قرار دهیم و از دید آن ها به قضایا نگاه کنیم، قطعاً می توانیم زندگی بهتری را در کنار هم تجربه کنیم.

این نوشته در متفرقه ارسال و , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 Responses to ما نابینایان، سنگدل نیستیم!

  1. س می‌گوید:

    سلامی دیگر از اینجا هم! شکلک لبخند
    چه خوب شد که از همانجا امدم اینجا چرا که انجا هم در یکی از پاسخها به واکنش واقعا غیرمنطقی برخی اشاره شده بود و اینجا را که خواندم باز .اکنشی دیدم که هم غیرمنطقی به نظر می رسد هم عجیب چرا گه راستش بنده خودم تا کنون چنین مواردی در هیچ عزیز نابینایی نه دیده ام، نه احساس کردم و نه اصلا می توانم تصور کنم! آنچه نمی توانم تصور کنم مواردیست که اینجا در مورد این عزیزان تصو شده! حتی عنوان این نوشته هم راستش برایم دشوار است تصورش.. نابینایان و سنگدلی؟!! از شما چه پنهان بیشتر احساس می کنم سنگدل بیشتر به فردی میخورد که چنین ویژگی را در نابینایان احساس کند…
    به امید آن که به زودی همه ما بتوانیم با هم و در کنار هم به همین “تعامل سازنده” برسیم.

    • حسین آگاهی می‌گوید:

      سلام.
      نابینا هم می تونه سنگدل باشه ولی تصور این که همه ما نابینایان سنگدل باشیم کار درستی نیست.
      دقیقاً مثل همه انسان ها که هر نوع رفتار و اخلاقی در اون ها مشاهده میشه ما هم هر نوع تفکری در بینمون هست و نباید تعجب کرد از این که یک نابینای سنگدل دیده بشه و یک نابینای دلرحم و مهربان
      سخن اصلی من اینه که بین همه انسان ها هر اندیشه ای ممکنه بروز و ظهور پیدا کنه بینا و نابینا هم نداره.

  2. پریسا می‌گوید:

    سلام. آخ که چه قدر دلم می خواد۱عالمه پر حرفی کنم. ولی خخخ فقط به گفتن۱فروند عجب بسنده می کنم و عجب! نه۱دونه حق مطلب رو ادا نمی کنه بذار۲تا بگم. عجب عجب!
    خداییش پدرم در اومد تا تمامش داخل این۲تا عجب جا شد ولی خخخ.
    پاینده باشید!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً پاسخ معادله امنیتی را در کادر بنویسید *