فیلم سینمایی به وقت شام را دیدم

از چند روز پیش که فهمیدم قرار است در تالار حکمت دانشکده حقوق و شاید هم روان شناسی چون هر کدام از اعضای این دانشکده ها این تالار را متعلق به خود می دانند، فیلم به وقت شام ساخته ابراهیم حاتمی کیا پخش شود دنبال بلیطش افتادم و به خاطر درگیری با بعضی مشکلات تهیه بلیط ماند برای روز آخر و خوشبختانه یکی از دوستان گفت که برایت یک بلیط جور کرده ام و ساعت هشت قرار است سانس دوم پخش فیلم باشد خودت را برسان.

به اتفاق یکی از دوستان راهی تالار حکمت شدیم و چون قبل از شروع فیلم رسیدیم کمی منتظر ماندیم و بعد از ورود تعداد زیادی مخاطب داخل تالار رفتیم و در جایی نشستیم.

خیلی که نخواهم به قول معروف روده درازی کنم و داستان فیلم را هم لو نداده باشم باید خدمتتان عرض کنم که به نظر من این فیلم به هیچ وجه برای افراد نابینا و بی سواد مناسب نیست و از آن جا که نود و پنج درصد مکالمه ها به زبان عربی و انگلیسی هستند و در کل این فیلم بیشتر به خاطر جلوه های ویژه اش معروف شده است تا متنش که معتقدم اصلاً متن قابل قبولی هم ندارد و شاید سر جمع سه یا چهار بازیگر فارسی زبان داشته باشد که دوتا اصلی و دوتای دیگر هم در مجموع سه یا چهار جمله هم نمی گویند؛ دیدنش را به هیچ وجه به افراد نابینا و همین طور آنان که سواد خواندن و نوشتن ندارند توصیه نمی کنم و همچنین  به تمام کسانی که دنبال فیلم هایی با متنی قوی هستند نیز توصیه می کنم پولشان را برای دیدن این فیلم به هدر ندهند.

فیلمی پر سر و صدا با روایتی عجیب و غریب از داعش که پس از پایان فیلم آدم می ماند که بالاخره پیام این فیلم برای مخاطب چه بود و جز صدا های بلند تیر و رگبار و هواپیما چه می خواست به بیننده منتقل کند؟

شانس آوردم یکی از دوستانم که قبلاً فیلم را دیده بود از اول تا آخر فیلم کنار من نشسته بود و تمام زیرنویس ها را برایم می خواند و همه صحنه ها را نیز توضیح می داد وگرنه اگر قرار بود خودم به تنهایی به شنیدن این فیلم مشغول شوم به جرأت می توانم بگویم که هیچ چیز از فیلم نمی فهمیدم و حتی شاید به وقت شام را که منظور ساعت هشت شب است به وقت شام هم به معنای زمان شام خوردن درک می کردم!!!

درست است که از قدیم تالار حکمت صدای درست و حسابی نداشته اما مطمئن هستم صدابرداری این فیلم نیز دارای اشکالات فراوانی بوده چرا که همزمان با تمام مکالمه ها آهنگ با صدای بلند پخش می شد و مثل این که قصدشان هم این بوده که کسی اصل صحبت ها را متوجه نشود و فقط نگاهش به صفحه باشد و با زیرنویس ها و جلوه های ویژه خود را مشغول کند چون تلفظ کلمات انگلیسی که اصلاً جالب نبود و حتی عربی ها هم با آن که بازیگران عرب در فیلم حضور داشتند، چنگی به دل نمی زد.

مسخره ترین جمله ای هم که یکی از داعشی ها که مثلاً نقش ابوعمر شیشانی معروف را بازی می کرد گفت این بود:

چی طوری ایرانی؟

که واقعاً فاجعه بود فاجعه!

و من نمی دانم چرا این جمله بین اکثر ایرانی ها مثل بمب صدا کرده است و هر کس که فیلم را دیده یا ندیده به محض دیدن یکی از دوستانش که با او شوخی دارد، با لحنی مسخره می گوید:

چی طوری ایرانی؟

این نوشته در متفرقه ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 دیدگاه دربارهٔ «فیلم سینمایی به وقت شام را دیدم»

  1. پریسا می‌گوید:

    سلام. از این مدل فیلم ها که واسه ما فقط شلوغ کاری دارن خوشم نمیادش. آخرسر فقط سردردش می مونه واسه من. راستی واسه چی تمام پست های کانال شما اینجا نیست؟

    • حسین آگاهی می‌گوید:

      سلام.
      دقیقاً فقط سر دردش می مونه.
      اتفاقاً بهتر می گفتید چرا همه پست های این جا داخل کانال نیستند چون من کانال رو از پست های قدیمی این جا البته با کمی تغییر و ویرایش می نویسم تا این که چیز جدیدی به ذهنم برسه و اون جا هم بنویسمش.پست های کانال اتفاقاً

  2. س می‌گوید:

    سلام
    واقعا درک میکنم احساستان رو و اینکه حس خوبی نداشتید. این همه از روی یک فرمول مشخص فیلمها رو ساختن داره آسیب جدی وارد میکنه.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً پاسخ معادله امنیتی را در کادر بنویسید *