احساس می کنم از خسته بودن هم خسته شده ام!

می دانم خیلی دیر شده می دانم؛ اما شک ندارم که به قول قدیمی ها جلوی ضرر را از هر جا که بگیری منفعت است و من هم احساس می کنم باز هم لحظاتی از زندگیم را با افکار واهی و پوچ مثل خستگی از زمانه و ناچار بودن در مبارزه با سرنوشت و از این حرف ها از دست داده ام. در این دنیا که هیچ کس عمیقاً به فکر کسی نیست و شاید غمخوارتر از خود آدمی برایش در جهان پیدا نشود، باید بلندشوم و کاری کنم.

باید هر چه سریع تر به زندگیم سر و سامانی بدهم.

درست است که از تکرار و خمودی خسته شده ام؛ درست است که تنهایی با تمام قدرت آزارم می دهد اما به هر صورت یقین دارم اگر هزار سال دیگر را هم همین طور بی خودی تلف کنم و به باد دهم هیچ کس پیدا نخواهد شد که برایم کاری کند.

دیگر حوصله حسرت خوردن برای گذشته را ندارم.

درست است که نمی توانم افرادی را که خیلی در گذشته ام باعث نارضایتیم از زندگی شده اند نمی توانم به هیچ وجه ببخشم اما قبول دارم که با فکر کردن به آن ها هیچ دردی از من دوا نخواهد شد و اکنون تصمیم دارم خودم برای خودم فکری بکنم و برنامه ای بریزم قبل از این که خیلی دیر شود حرکتی بکنم و با شروع ترم جدید در دانشگاه که شنبه چهاردهم بهمن است من هم این آغاز را به فال نیک بگیرم و کاری بکنم.

شاید باورش سخت باشد اما در این لحظه حتی از خسته شدن هم خسته شده ام!

این نوشته در متفرقه ارسال و , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 دیدگاه دربارهٔ «احساس می کنم از خسته بودن هم خسته شده ام!»

  1. ابراهیم می‌گوید:

    آره خیلی وقتا حتی خسته شدنم واسه خودش کسل آوره
    راستی با وکالت چه کردی

    • حسین آگاهی می‌گوید:

      وکالت استان فارس ۱۲۰ نفر می گرفت من شدم ۱۹۰ در نوع خودش نتیجه خیلی خوبیه چون اولین بارم بود که امتحان می دادم ولی خب به هر صورت از ۱۲۱ تا بی نهایت عدم قبولی هست و باید سال بعد امتحان بدم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً پاسخ معادله امنیتی را در کادر بنویسید *