من آدمی به لطف تو دیگر ندیده ام/ این صورت و صفت که تو داری فرشته ای!

تنها چیزی که می توانم به تو بگویم این است که تو فرشته ای.
البته اگر معنای فرشته فقط همانی باشد که منظور من است؛ فرشته یعنی تو؛ تویی که من را همان طوری که هستم می بینی و همان طوری که می بینی درک می کنی و همان اندازه هم از من انتظار داری.
تو فرشته ای؛ چون نه من را آن قدر بالا می بینی که دست نیافتنی باشم و نه آن اندازه پایین که در نظرت لیاقت حرف زدن با تو را هم نداشته باشم.
برای تو که فرشته هستی می توانم همانی باشم که هستم و خودِ خودم باشم بی کم و کاست.
برای تو مجبور نیستم کار های خارق العاده انجام دهم تا وجودم را برایت اثبات کنم.
برای تو لازم نیست آن قدر بی عیب و نقص عمل کنم تا مگر به من اندکی توجه کنی و مثلاً بگویی: تو چه طور می توانی این قدر دقیق باشی؟
پیش تو که باشم نیازی نیست محدوده توانمندی هایم را به طور روشن برایت بیان کنم تا بدانی که انجام کدام کار ها از من ساخته است؟ چه کار هایی را به سختی انجام می دهم؟ و کدام کار ها هستند که اصلاً قادر به انجامشان نیستم؟
فقط با تو می توانم همانی باشم که دلم می خواهد و احساس می کنم تو هم وقتی با من هستی تلاش نمی کنی که به زور هم که شده به من بفهمانی درکم می کنی.
نمی دانی چه قدر دوستت دارم!
پینوشت:
عنوان پست از سعدی.

این نوشته در متفرقه ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً پاسخ معادله امنیتی را در کادر بنویسید *